
شَهررَمَضان ألََذی أنزَلَ فيهِ ألقرآن



ماه رمضان رسید خدا قسمت هممون کنه که دست خالی از این ماه بیرون نیاییم .
به امیدی زیارت کربلا و تعجیل در فرج
جان دادن برای حسین افضل اعمال من است

شَهررَمَضان ألََذی أنزَلَ فيهِ ألقرآن



ماه رمضان رسید خدا قسمت هممون کنه که دست خالی از این ماه بیرون نیاییم .
به امیدی زیارت کربلا و تعجیل در فرج

سید جان هنوز باورمان نیست که رفتی همون روزی که از این دشت گذشتی و غریبانه به سوی اربابت رفتی با اون مرض مهلک سید جان زیارتت مقبول زائران بین الحرمین هنوز گوشهاشون منتظر شنیدن صدای تو سید جان منتظر بودیم که سلامتیتو به دست بیاری یک بار دیگه با هم بریم کربلای حسین
ولی ... تو زودتر به ارباب رسیدی سلام ما را بهش برسون و بگو ارباب جون ما را یادت نره ...

شهادت دخت پیامبر (ص) حضرت فاطمه صدیقه (س) را به تمام شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمائیم
السلام عليک يا فاطمة الزهراء
السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين
السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة
ای بانوی آسمانی
آسمان اين شبها كه ميرسد، عجيب بيقراري ميكند و زمين داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمش سر باز ميكند...
زينب و امكلثوم، كائنات را با موهاي خويش پريشان ميكردند. چروك بر پيشاني آسمان افتاده بودزمين از درد به خود ميپيچيدنالههاي فرشتگان داغ پيامبر را دوچندان ميكرد...
ولي چه بود آنچه آفرينش را بر پاي نگاه ميداشت؟
آسمان، اين شبها كه ميرسدعجيب بيقراري ميكند و زمين داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمش، سر باز ميكند.
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هايهاي گريه كنند.
و تنها خداست كه ميتواندتسلاي دل علي باشد.
ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه يكديگر نگذارند و مصيبت را زبان نگيرند
آن خانه نميدانم آن شب به چه قدرتي بر پاي ايستاده بود آن مدينه چه مدينهاي بود كه چنين مصيبتي را تاب آورد و در هم نشكست آن چه قبرستاني بود كه سرچشمه عصمت را در خويش فرو برد و دم بر نياورد، آن چه خاكي بود كه به خود جرأت داد، فاطمه را از علي جدا كند؟
چرا آن خانه بر جاي ماند؟ چرا مدينه ويران نشد؟ چرا آسمان در خود نپيچيد؟ چرا بغض زمين نتركيد؟ چرا عالم فرو نريخت؟...
با تشکر از دوستان
|
حسین جان باز محرمت فرا رسید باز چشمها نیازمند آبیاری شده
باز هيئتها چادرهاي خود را علم كردند . باز كوچه ها و خيابانها سياه پوش شدند .گويا خود را براي چيزي آماده كرده اند . مگر خبري شده كه يكدفعه عالم و آدم به شور افتاده اند ؟ مگر كسي در راه است ؟ مگر لبي تشنه است ؟ مگرباز مادري ميخواهد گلوي كودكش را براي آخرين باز بوسه بزند ؟واي نكند باز حسين عزم كوفه كرده و دارد باز به اين قوم مهمان كش اعتماد مي كند ؟ باز صداي هل من ناصر ينصرني به گوش ميرسد . واي بر ما ! واي برما اگر اين بار نيز حسين بازتنها بماند با تشکر از دوست عزیزی که این مطلب را فرستاده | |
|
| |
چند روزیه که راه کربلا به سوی زائران حسین (ع) باز شده است و روزانه عده ای از هم وطنان به دیار ارباب مشرف می شوند ما هم در تکاپو هستیم که هر چه زودتر سری به اقامون بزنیم به امید اینکه تمام عاشقان آن حضرت به دیار معشوقشون بروند .


شَهررَمَضان ألََذی أنزَلَ فيهِ ألقرآن



ماه رمضان رسید خدا قسمت هممون کنه که دست خالی از این ماه بیرون نیاییم .
به امیدی زیارت کربلا و تعجیل در فرج

میلاد باسعادت حضرت امام حسین (ع) و همچنین قمر بنی هاشم ابا الفضل العباس (ع) برتمام شیعیان جهان مبارک باشد امید است که با دعای خیر عاشقان و عنایت حضرت امام زمان هر جه زودتر راه کربلا بر روی زائران آن حضرت باز شود . انشا الله
دیروز شهر کربلا غرق در شادی و نور بود مردم شیعه عراق دیروز در این شهر مراسم عید میلاد امام حسین (ع) و همچنین برادر باوفایش حضرت عباس را جشن گرفتند این روزها همه جا ی عراق از جمله مرقد نورانی حضرت علی (ع) غرق در شادی می باشد ای کاش ما هم انجا بودیم به امید آن روز
التماس دعا
ضریح مطهر قتلگاه امام حس
ین (ع) وارد شهر مهران شد مردم حسینی مهران که از ساعتها قبل منتظر ضریح مقدس امام حسین بودند ساعت ۹ شب در میان اشک وگریه دوستداران آن امام وارد شهر مهران شد که با استقبال هم وطنان عزیز که از سرتا سر ایران خود را به این منطقه رسانده بودند قرار گرفت ماشین حامل ضریح در کنار میدان امام توقف کرد وبعد ازآن مراسم زیارت عاشورا در محیطی کاملا معنوی برگزار گردید که جای تمام عاشقان آن حضرت خالی بود به امید زیارت تمام عاشقان آن حضرت
التماس دعا
کربلا بيت الحرامی ديگر است
حاجيانش را مقامی ديگر است
نيت اش ، ترک سر و تن گفتن است
در پی اش ، تکبير در خون خفتن است
شيعه گی آيا شکم پروردن است
يا به روز جنگ ، عذر آوردن است؟
شيعه يعنی امتزاج نار و نور
شيعه يعنی راس خونين در تنور
شيعه يعنی بازتاب آسمان
بر سر نی ، جلوه رنگين کمان
شيعه بايد آبها را گل کند
خط سوم را زخون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولياءست
کربلا بارزترين منظور ماست
' سروده مرحوم محمد رضا آقاسی '
يكى از آثار و بركات مجالس عزادارى حضرت سيد الشهدا (ع) شفا گرفتن است . به طورى كه بارها ديده ايم و شنيده ايم كه بعضى از عزاداران و گريه كنندگان بر حسين (ع) شفا گرفته اند.
نقل است كه مرجع بزرگ شيعه مرحوم آية الله العظمى بروجردى در سن نود سالگى داراى چشمانى سالم بودند كه بدون عينك خطوط ريز را هم مى خواندند و مى فرمودند: اين نعمت را مرهون وجود مبارك حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) هستم : و قضيه را چنين نقل مى فرمودند:
در يكى از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجيبى مبتلا شدم كه بسيار مرا نگران ساخته بود . معالجه پزشكان فايده اى نكرد و درد چشم هر روز بيشتر و ناراحتى من افزونتر مى گرديد، تااينكه ايام محرم شد. در ايام محرم آية الله فقيد ، دهه اول را روضه داشتند و دسته هاى مختلف هم در اين عزادارى شركت مى كردند . يكى از دسته هايى كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هيئت گِلگيرها» است كه نوعاً سادات و اهل علم و محترمين هستند، در حالى كه هر يك حوله سفيدى به كمر بسته اند، سر و سينه خود را گل آلود كرده و بطور بسيار رقت بار و مهيج و در عين حال با سوز و گداز فراوان و ذكرى جانسوز آن روز را تا ظهر عزادارى مى كنند . آقا فرمودند:
«هنگامى كه اين دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود اين هيئت هيجان عجيبى به خود گرفته بود من هم در گوشه اى نشسته و آهسته آهسته اشك مى ريختم و در اين بين هم مقدارى گل از روى پاى يكى از همين افراد گلگير برداشته و بر روى چشمهاى ملتهب و ناراحتم كشيدم، و به بركت همين توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اينكه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بينايى كامل برخوردارم، و به بركت حضرت امام حسين (ع) احتياج به عينك هم ندارم». با اينكه همه قواى جسمانى ايشان تحليل رفته بود با اين وجود تا آخرين ساعات زندگانى از بينايى كامل برخوردار بودند. منبع یکی از حسینیا
اعزام زائران ایرانی تا دو هفته دیگر آغاز خواهدشد
قرار است در مرحله اول روزانه ۵۰۰۰نفر برای زیارت
به کشور عراق اعزام شوند
منتظریم
وقتی لشکر دشمن به همراهی اسرا و سرهای شهدا رفتند عده- ای از قبیله ی بنی اسد آمدند و اجساد را دفن نمودند . وقتی خواستند بدن مبارک امام حسین (ع) را دفن کردند هر چه کردند از بس مجروح و پاره پاره بودند نتوانستند آنرا حرکت دهند و در کار خود حیران بودند که از دور اسب سواری را مشاهده می کردند که نزدیک آمدوقتی جلو آمداز اسب پیاده شد و با قد خمیده آمد و خودش را روی جسد امام انداخت گاهی می بوسید ،گاهی می بوئید و گریه می کرد سپس آن شخص کف دستها را باز نمود و در زیر جسد شریف قرار داد و فرمود ( بسم الله وبالله وعلی امه رسول الله این همان وعده ای است که خدا و رسول دادند و خدا و رسول راست گفتند . پس او را به تنهایی بر زمین گذاشت و صورت خود را بر گلوی شریف نهاده فرمود : خوشا به حال زمینی که تو را در بر می گیرد . اما دنیا بعد از تو تاریک است و اما آخرت به نور تو روشن شده
آنگاه خشت هایی چید و خاک روی آن ریخت و کف را بر قبر گذاشت و با انگشت روی قبر نوشت : این قبر حسین بن علی بی ابی طالب است که او را کشتند با لب تشنه و با غریبی .
بنی اسد آن شخص را قسم دادند که خود را معرفی کند ، پس گریه شدیدی کرد و فرمود : من امام شما علی بن الحسین سجاد هستم .
نقل شده در زمان شیخ خزعل حسینیه ای در خرمشهر درست شده بود و مردم در دهه ی محرم در آنجا عزاداری می کردند و روز هفتم را اختصاص داده بودند به عزاداری در مورد ابوالفضل (ع) و رسم آن بود که نوحه خوان نوحه می خواند و مردها در وسط حسینیه ایستاده به سر وسینه می زدند . شخصی بنام فخیلف که چند سالی بود پایش خشک شده و برای راه رفتن ، روی دست و پا راه می رفت و خود را می کشانید ، در این عزاداری ها وارد حسینیه می شد و در گوشه ای این عزاداری را تماشا می کرد . سالی در روز هفتم که مردم برای ابوالفضل عزاداری می کردند ، فخیلف وارد حسینیه شد و در کنار منبر جایی بدست آورد و کم کم بخواب رفت. یکدفعه مردم دیدند که فخیلف از زیر منبر بلند شد و در وسط عزاداران قرار گرفت و بر سر وسینه می زد و می گفت : که عباس مرا شفا داد .
مردم با دیدن این معجزه دور او را گرفته و لباسهای او را به عنوان تبرک پاره می کردندو خلاصه عزاداری به هم خورد .
بعدها که از او سوال کردند چطور شفا یافتی ؟ گفت من در خواب بودم که دیدم شخص رشیدی در حالیکه سوار اسب سفیدی بود آمد و به من گفت : فخیلف همه برای عباس عزاداری می کنند تو چرا اینجا نشسته و عزاداری نمی کنی ؟ گفتم : آقا من نمی توانم بلند شوم ، فرمود من به شما می گویم بلند شو گفتم نمی توانم بلند شوم مگر شما دستهایتان را به من بدهید تا من به کمک دستهای شما بلند شوم . دید فرمود : من که دست ندارم . گفتم پس من چه کنم ؟ فرمود رکاب اسب را بگیر و بلند شو . من رکاب اسب را گرفته و بلند شدم و از خواب برخاستم که دیدم شفا یافته ام .

دل من باز کرده بهونه حسین می خونه شعر و سرود عاشقونه حسین
دوست دارم هرچی دارم بدم به راه تو حسین تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین